خدا...

نمی دانم او من شده است یا من او گشته ام، آنچه هست و من آن را درخود می یابم این است که ما یکدیگر شده ایم و چه فهمی در این جهان هست که بفهمد که یکدیگر شدن چیست؟
در جهان و همه ی هستی ، یک  او  ی دیگری هم هست که منم ؛ و یک من  دیگری هم هست ، که او است.
و اکنون چگونه می توانم از کسی چشم داشته باشم که سخنم را دریابد که این دو یکدیگر را به هم چه نیازی است؟ تا کجا به هم محتاجند؟چه کسی می داند که نیاز دو تن جز نیاز دو یکدیگر است؟ دو تن برای خوشبخت بودن به هم نیازمندند و دو یکدیگر برای بودن!
ای که تورا پس از مدتها یافته ام!من به تو محتاجم،باش!

 

ای که تورا نمی دانم چه بنامم، همه ی کلمات با آنچه میان من و توست بیگانه اند،کلمات خدمتگزاران پست دیگرانند و من هیچ کلمه ای رابرای گفتگوی با تو شایسته تر از سکوت نیافته ام! آیاسخن مرا می شنوی؟
هرجاهستی ،لحظه هایی را برای شنیدن سخنان من به گوشه ی ساکتی پناه بر و به من گوش ده، آیا در لحظاتی که همه جاراسکوت آرام گرفته است و همه چیز خاموش شده است صدای مرا نشنیده ای که باتوسخن می گویم؟

من همواره در خلوت غمگینم با تو گفتگو دارم، تو در تنهایی من همیشه هستی، هرگاه که به انزوای خاموشم سر می کشم تو حاضری و با چهره ی مهربان و لبخند نوازشگر و نگاههای تسلیت بخش خویش پیشم میخزی، گرد ملال زندگی را از رخسار خسته ام می زدایی، لبخندامید بر لبان تلخم می نشانی، تسکینم می دهی، آرامم می کنی، توانم می بخشی، جانم می دهی، امیدوارم می کنی، مرا به یادم می آوری، سیرم می کنی، سیرابم می کنی، مغرورم می کنی، خودخواهم می کنی، تلخیها را ازجانم می شویی، جراحتها رادر قلبم مرهم می نهی، دردها را در روحم التیام میبخشی، رنجها را در جانم محو می کنی، خوبم می کنی، تندرستم میکنی، راضیم می کنی، تواکسیرمنی، تو معنی زندگی منی، توسرمنزل هر سفر منی، توسرچشمه ی هر عطش منی، تو خوبترین من های منی، توروح کالبد منی، تو نگاه چشم منی تونبض رگهای منی، توتپش دل منی، توگرمای تن منی، تووزن بودن منی، تو دم هر نفس منی، توهرلحظه ی عمر منی، تو مخاطب هر خطاب منی، توگیرنده ی هر نامه ی منی، تومنادای هر ندای منی زیبایی هر لبخند تویی،شهدهربوسه تویی،شکرهر شربت تویی،نشئه ی هرشراب تویی،گرمی هر امید تویی، نازکی خیال تویی،قامت آرزوتویی،پرتو هرشعله تویی،جاذبه ی زمین تویی، خرمی بهار از توست، سبزی سبزه ها تویی، آبی آسمان تویی، نخلستان علی تویی، درخت بودی بودا تویی، آتش طور موسی تویی!

آه!

این تصویرآشناتصویر کیست؟


/ 2 نظر / 15 بازدید
هما

زیباست...

جلال سلیمانی

سلام،من تمام سایت شما را خوندم ،امروز خیلی دلم گرفته بود ولی با خواندن مطالب شما به وجد آمدم و بسیار سرحال شدم. با اجازه بعضی از مطالب را برداشتم تا در سخنرانیهام استفاده کنم.عالی بود عالی بود عالی بود.ممنون میشم اگه شاعر شعرهایی که آمده است هم آورده شود مثلا خیلی دوست داشتم شاعر همه در بعثت ذرات هستیم همه پیغمبر بالذات هستیم را بدونم. وجود شما ها هست که ما به همه میگیم که اینترنت چیزهای خوبی هم داره . شاد و تندرست باشید