محمد حسین صفای اصفهانی

تجلّی گه خود کرد خدا دیده ی ما را
در این دیده در آیید و ببینید خدا را

خدا در دل سودا زدگانست ، بجویید
مجویید زمین را و مپویید سما را

گدایان در فقر و فناییم و گرفتیم
به پاداش ، سر و افسر سلطان بقا را

خیالات و هواهای بد خود نپسندیم
بخندیم خیالات و ببندیم هوی را

بلا را بپرستیم و به رحمت بگزینیم
اگر دوست پسندید ، پسندیم بلا  را

طبیبان خداییم و به هر درد دوائیم
به جایی که بود درد ، فرستیم دوا را

ببندید در مرگ و ز مردن مگریزید
که ما باز نمودیم در دار شفا را

گدایان سلوکیم و شهنشاه ملوکیم
شهنشاه کند ، سلطنت فقر ، گدا را

حجاب رخ مقصود ، من و ما شمایید
شمایید مبینید من و ما و شما را

صفا را نتوان دید که در خانه ی فقرست
در این خانه بیایید و ببینید صفا را

/ 2 نظر / 14 بازدید
مهدی

در عجبم از کسانیکه به خاطر گرسنگی در پیش چشم همگان جان میدهند و در مجلس ختمشان گاو و گوسفند ذبح میکنند.............. [نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند]

مهدی

بابا اسم مستعار................................................[نیشخند]