شهادت جوادالائمه

قالَ علیه السلام : کَیْفَ یُضَیَّعُ مَنِ اللّهُ کافِلُهُ، وَکَیْفَ یَنْجُو مَنِ اللّه طالِبُهُ، وَ مَنِ انْقَطَعَ إ لى غَیْرِاللّهِ وَ کَّلَهُ اللّهُ إ لَیْهِ.

فرمود: چگونه گمراه و درمانده خواهد شد کسى که خداوند سَرپرست و متکفّل اوست . چطور نجات مى یابد کسى که خداوند طالبش مى باشد. هر که از خدا قطع امید کند و به غیر او پناهنده شود، خداوند او را به همان شخص واگذار مى کند.

(مسند الامام‌ الجواد ، ص‌ 243)

قائم‌ ما همان‌ مهدى‌ است‌ که‌ در غیبتشان‌ باید منتظرشان‌ شوند ، و در ظ‌هورشان‌ اطاعتشان‌ کنند . او سومى‌ از پسران‌ من‌ است‌.

(مسند الامام‌ الجواد ، ص‌ 131)

/ 1 نظر / 6 بازدید
مهدی

اسم هیئت ما هم هیئت آقا جوادالائمه است...خیلی آقا حاجت میده... البته میدونم که الان میگی که به من نمیخوره اینکاره باشم..ولی خوب دیگه یکی از توفیفات زندگیم اینه که تو این هیئت به عنوان مسئول در خدمت آقا هستم... یه روز که داشتم میرفتم مغازه...دیدم یه خانمی یه نصفه کله قند رو آورد و داد به من و گفت اینو نذر هیئت کرده بودم که چون نذرم برآورده شده آوردم بدم خدمتتون..منم که چون یه ذره فضول تشریف دارم ازش در مورد نذرش سوال کردم...بهمئ گفت که 13 سال بچه دار نمیشده...یکی از همسایه ها بهش گفته که بیاد و برای این صاحب این هیئت یه نذر بکنه...خیلی زود حاجت میگیره...(اینو واقعا راست میگم..چون بارها شاهدش بودم) خلاصه بنده خدا گفت منم اومدم و نذر کردم...خدا میدونه به 6 ماه نکشید که فهمیدم حامله هستم..دیگه نتونست خودشو نگه داره..و زد زیر گریه...منم که خیلی احساسیم نزدیک بود گریم بگیره..آخرشم گفت ببخشید که هدیم خیلی کمه..آخه همه چیزمونو واسه بچه دارشدن فروختیم و دستمون تنگه... آره..این فقط گوشه ای از کرامات این بزرگواره که یه دونشو من واسط تعریف کردم...[گل][گل][گل][گل][گل]